تبليغاتX
نماشعر - آخرين گزارش
امروز آمدم روزنامه. ديروز نيامدم. پريروز آمدم ولي در پي كارهاي خودم بودم. امروز آخرين گزارشم را مي‌نويسم و گروه ما(ادب و هنر) از اين آشيانه ويران و خراب آباد رخت مي‌بندد. فرزام مي‌گويد چون نام هاشمي پشت اين حزب است روزنامه‌شان تعطيل نمي‌شود. آيا مگر همين استاد انتخابات نيامد كه راي نياورد در عوض با مظلوم‌نمايي بحث آقازاده براي هميشه تمام شد.

تعطيلي اين روزنامه هم براي اصلاح‌طلبان موزمار يك مظلوم‌نمايي جديد خواهد بود. مي‌گيد نه،انتخابات را بررسي كنيد.

به من و ما ربطي ندارد كه در ايران شيوه‌هاي اخذ راي از مردم ساده و گرسنه چيست. ما كه هرگز كانديداي چيزي نمي‌شويم،مگر گريز از اين خاك آدم بدبخت‌كن. اما مسئله اين است كه فوتوسنتز نمي‌كنيم. پول كارمان را لازم داريم و اين حزب گدا گشنه سركارگزاران بايد آن را بدهد.

جالب اينكه مي‌گويند چون الان سر پست نيستيم پول نداريم. اينها عادت كرده‌اند از پول بيت‌المال هزينه تبليغاتشان را بپردازند.

دلم براي خودم و همكارانم مي‌سوزد و بيش از آن اين مردم كه دوباره فريب اينان را خواهند خورد.

از مزاياي ديگر اين حزب پاسخ‌ندادن است. به راحتي خود را از هر گونه پاسخگويي مبرا مي‌دانند و اين دگماتيسمي است كه اغلب گروههاي سياسي ايران را در بر گرفته است.

 بعيد است ديگر وبلاگم را از اينجا آپ كنم. براي همين نامش را آخرين گزارش گذاشتم.

+ نوشته شده توسط ايمان مهدي‌زاده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 10:4 |